روزنامه «حمایت» در شماره امروز خود و در ادامه سلسله‌ گفت‌و‌گو های خود با پیشکسوتان دستگاه قضایی و بزرگان دانش حقوق کشور، این بار سراغ یکی از استادان حقوق جزا رفته است. دکتر «حسین میرمحمد صادقی» از جرم‌شناسان برجسته کشور در ۱۷ بهمن ۱۳۳۵ در یکی از محله‌های نظام آباد تهران به دنیا آمده است. خواندن داستان زندگی پرفرازونشیب این استاد حقوق خالی از لطف نیست.

او در خانواده‌ای مذهبی به دنیا آمده و رشد کرده است. پدر و مادرش هر دو سید هستند و طبق شجره‌ای که به تأیید علما هم رسیده است، نسبش با ۴۴ پشت از امام سجاد (ع) و امام حسین (ع) به حضرت علی (ع) می‌رسد. او درباره دوره کودکی خود می گوید: دوران دبستان را در مدرسه دولتی «محتشم کاشانی» گذراندم؛ مدرسه‌ای در نزدیکی منزل پدری‌ام. خوب یادم می‌آید آن سال‌ها مصادف با وقایع پانزدهم خرداد سال ۱۳۴۲ و فعالیت گروه‌های اسلامی ضد رژیم پهلوی بود. در آن زمان پدرم فعالیت‌هایی داشت و به دنبال دستگیری برخی از فعالان سیاسی، او نیز به کویت هجرت کرد و ماه‌ها در آن کشور پناه گرفت. دوری از پدر بدترین خاطرات آن روز‌های من است، خیلی طولانی نشد اما هنوز تلخی آن دوران را احساس می‌کنم. یادم می‌آید آن قدر دوری از پدر سخت بود که من و مادر برای دیدنش راهی عتبات شدیم.

دوران دبیرستان؛ آغاز موفقیت
این استاد شاخص حقوق جزا و جرم‌شناسی دوران دبیرستان را در فاصله‌ سال‌های ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۴ در دبیرستان علوی تهران سپری کرده است، وی حضور در این دبیرستان و آشنایی با معلمان و دوستان خاص را آغاز موفقیت‌های زندگی خود می‌داند و می‌گوید: دوستان خوبم یادگار دوران تحصیل در دبیرستان علوی هستند که هنوز هم با آنان ارتباط دارم. در همین دبیرستان، با دو شخصیت محبوب دوران زندگی‌ام، یعنی مرحوم استاد «رضا روزبه» و مرحوم علامه «علی‌اصغر کرباسچیان» آشنا شدم؛ آنان نقش زیادی در شکل‌گیری ساختار شخصیتی من داشتند. سرانجام خرداد ۱۳۵۴ موفق به اخذ دیپلم ریاضی شدم و پس از شرکت در آزمون ورودی دانشگاه‌ها و قبولی در چند رشته، تحصیل در دانشکده حقوق دانشگاه ملی ایران (شهید بهشتی فعلی) را انتخاب کردم و از مهر ۱۳۵۷ تحصیلم در دوره‌ کارشناسی آغاز شد.
وی ادامه می‌دهد: این دوران را با شور جوانی و دوستی‌های بی‌غل‌و‌غش دانشجویی گذراندم، از نکات قابل ذکر این دوران، شرکت در جلسات چهارشنبه عصرها در منزل شهید آیت‌الله دکتر بهشتی بود. من همراه جمعی دیگر در این جلسات پربار شرکت می‌کردیم و در این مدت از مراتب علمی و سجایای اخلاقی آن بزرگوار بهره می بردیم.
سال آخر تحصیل این استاد حقوق با گسترش تظاهرات و اعتراضات مردم شهرهای مختلف ضد رژیم شاه هم‌زمان بود. میرمحمدصادقی دربار آن روزها می‌گوید: کم‌کم این تظاهرات به صحن دانشگاه نیز کشیده شد و با گسترش دامنه انقلاب دانشگاه تعطیل شد البته من قبل از تعطیلی موقت دانشگاه‌ها، پس از دو سال و ۹ ماه تحصیل، در خرداد ۱۳۵۷ با رتبه اول از دانشکده حقوق فارغ‌التحصیل شدم.

سال‌های دوری از ایران
پس از فارغ‌التحصیلی در مقطع لیسانس، این استاد برجسته حقوق جزا برای ادامه تحصیل به خارج از کشور می‌رود و کشور انگلستان و شهر لندن را برای آغاز یک دوران طلایی انتخاب می‌کند. او درباره این دوران می‌گوید: وقتی فارغ‌التحصیل شدم در آزمون ورودی دوره کارشناسی ارشد حقوق خصوصی دانشگاه‌های تهران و ملی شرکت کردم؛ همان زمان آزمون اعزام دانشجو به خارج نیز برگزار شد و من در هر سه آزمون پذیرفته شدم و به دلیل تعطیل شدن دانشگاه‌ها در ایران،‌ تصمیم گرفتم برای ادامه درسم از ایران بروم. آن زمان از دانشگاه جرج واشنگتن آمریکا در رشته علوم سیاسی و دانشگاه لندن در رشته حقوق پذیرش داشتم. بالاخره لندن را انتخاب کردم؛ زیرا هم حقوق را بیشتر دوست داشتم هم یک دوره کوتاه‌مدت را در دانشگاه کمبریج انگلستان در دوره کارشناسی گذرانده بودم و این کشور خیلی برایم غریبه نبود؛ به این ترتیب اوایل مهر ۱۳۵۷ راهی انگلستان شدم.
میرمحمد‌صادقی درباره سال‌های زندگی در خارج از کشور نیز می‌گوید: پس از قریب ده سال اقامت در انگلستان موفق به اخذ گواهی‌نامه عالی در حقوق تطبیقی و اسلامی از دانشگاه لندن شدم؛ همچنین کارشناسی ارشد حقوق از دانشگاه لندن؛ مدرک معادل دکتری در حقوق جزا از دانشگاه لندن و دکتری در حقوق قراردادها از دانشگاه لیورپول انگلستان را به دست آوردم.
وی در مدت اقامت در انگلستان به کار و فعالیت هم مشغول بوده است. به طوری که غیر از فعالیت‌های متعدد دانشجویی در اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان در اروپا، در سال‌های ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۰ با بخش حقوقی و مطبوعاتی سفارت جمهوری اسلامی ایران در لندن همکاری داشته است و مدت پنج سال در فاصله سال‌های ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۵ هم به عنوان سرپرست دفتر خدمات حقوقی بین‌المللی جمهوری اسلامی ایران در لندن فعالیت کرده که وظیفه‌ این دفتر نظارت بر دعاوی له و علیه اشخاص ایرانی در کشور انگلستان بوده است.

از موارد قابل ذکر در این مورد، تلاش‌های این دفتر در استرداد دو دستگاه اتومبیل رویزرویز، مورد اختلاف بین دولت جمهوری اسلامی ایران و شاه مخلوع و بازگرداندن آنها از انگلستان به ایران بوده است. میرمحمد صادقی این مورد را تنها پرونده موفقیت‌آمیز دولت ایران ضد شاه و خانواده‌اش در خارج از کشور می‌داند و اضافه می‌کند که شرح جالب و کامل این پرونده را چند سال قبل در مقاله‌ای در مجله حقوقی دادگستری تحت عنوان «سرگذشت رویزرویزها» نگاشته است.
وی ادامه می‌دهد: دوران تحصیل در انگلستان برایم به یادماندنی است. ماه‌های نخست سفرم مصادف با اوج گرفتن شعله‌های انقلاب در ایران و عزیمت امام خمینی(ع) از نجف به پاریس بود. شور و شعف ایجاد شده در ایران و همچنین در دانشجویان ایرانی ساکن شهرهای مختلف انگلستان در این دوران، اتحاد و یکپارچگی و صمیمیت بین آنها، برگزاری جلسات پرشور و پرجمعیت دانشجویی توسط انجمن‌های اسلامی دانشجویان، عزیمت دانشجویان ایرانی مقیم انگلستان در آبان ماه ۵۷ به پاریس برای ملاقات با امام (ره) و جلسات دانشجویی شنبه عصرها جزو خاطرات فراموش نشدنی و به یاد ماندنی من از دوران دانشجویی در خارج از کشور است.
وی در ادامه درباره یکی از خاطرات تلخ آن دوران نیز می‌گوید: اشغال سفارت جمهوری اسلامی ایران در لندن در سال ۱۳۵۹ توسط تروریست‌ها و شهادت دو تن از دوستان نزدیکم در آن ماجرا، شهیدعلی اکبرصمدزاده و شهیدعباس لواسانی، یکی از خاطرات تلخ دوران دانشجویی‌ام است.

بازگشت به میهن
میرمحمدصادقی پس از ده سال اقامت در خارج از کشور و در اوج جنگ تحمیلی و بمباران‌های تهران و شهرهای دیگر، در سال ۱۳۶۶ به ایران بازمی‌گردد. وی درباره این دوره از زندگی‌اش می‌گوید: مهرماه همان سال عضو هیئت علمی دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی شدم و به تدریس پرداختم. در اسفند ماه ۱۳۷۳ نیز از سوی ریاست وقت قوه قضاییه به عنوان رییس دانشکده علوم قضایی و خدمات اداری منصوب و مشغول به کار شدم و در مدت ۱۲ سال مسئولیت در این دانشکده، سطح آموزشی، پژوهشی و اداری دانشکده ارتقا قابل توجهی یافت که همین امر منجر به کسب عنوان مدیر نمونه ملی توسط من در هفتمین جشنواره‌ شهید رجایی شد.
میرمحمد صادقی به مدت ۲ سال نیز سمت معاون آموزش و تحقیقات و سخنگویی قوه قضاییه را بر عهده داشت. وی همچنین تدریس در دانشکده‌های حقوق دانشگاه‌های گوناگون را در کارنامه‌ کاری خود دارد. این استاد حقوق در این باره می‌گوید: علاوه بر دانشگاه شهید بهشتی در دانشگاه‌های تهران، تربیت مدرس، امام صادق‌(ع)، دانشکده شیراز، مفید قم و علوم قضایی تهران به تدریس حقوق جزای عمومی، حقوق جزای اختصاصی، حقوق جزای بین‌الملل، حقوق جزای اقتصادی و متون حقوقی به زبان انگلیسی، در دوره‌های کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری و در مراکزی مانند موسسه آموزشی اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران به تدریس حقوق قراردادهای تجاری برای مدیران دولتی و خصوصی پرداخته‌ام.

زندگی خصوصی
وقتی از حسین میرمحمد صادقی در مورد برخی مسایل مربوط به زندگی خصوصی‌اش، از جمله، سال ازدواج و شیوه‌ آشنایی او با همسرش و مسایلی از این دست می‌پرسم، با لبخند معناداری می‌گوید این اطلاعات به درد خوانندگان شما نمی‌خورد و فقط باعث اتلاف وقت آنها می‌شود! او سپس این شعر را زیر لب زمزمه می‌کند: «راز پنهانی میخانه نداند همه کس / جز من و ساقی و رند و دو سه رسوای دگر.»
این استاد برجسته و محبوب حقوق جزا و جرم شناسی کشورمان در مورد بهترین خاطرات زندگی خود می‌گوید: شنیدن خبر پیروزی مردم کشورم در برابر استبداد شاهنشاهی، به ویژه اینکه آن را در دیار غربت می‌شنیدم، اشک شوق را در چشمانم جاری می‌کرد. همچنین مشاهده‌ ذلت صدام، پس از آنکه هزاران نفر را به خاک و خون کشیده بود، برایم عبرت‌آموز بود. علاوه بر این‌ها، به طور کلی هر بار یکی از کتاب‌هایم از چاپ خارج می‌شود و نسخه‌ اول آن را به اصطلاح، داغ و تازه از تنور در آمده، ورق می‌زنم، لذت زیادی می‌برم.
وی در پایان به دانشجویان حقوق و دوستداران این علم توصیه می‌کند: در همه‌ کارهای‌تان دقیق و عمیق باشید؛ پرکاری را شیوه خود سازید؛ به فرموده‌ امام علی(ع) در فراز‌و‌نشیب‌های زندگی آرام و بردبار باشید و از همه بالاتر، توکل به ذات اقدس الهی را فراموش نکنید، که شاه‌کلید هر گنجی است.